عباس قديانى

234

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

يلواچ را به گرمى پذيرفت و بر عفو بخاراييان صحه گذاشت و بر حيات آنها ابقا كرد . ابعاد گسترده قيام در جلوگيرى محمود يلواچ از قتل عام مردم ، تأثير زيادى داشته است . آنها به‌هرحال از خيزش مردم چشم‌زده بودند و مىترسيدند كه با انتقام گرفتن از آنها موجب شورش و قيام ديگرى شوند . از اين‌رو يلواچ با تلاش فراوان براى نجات جان و مال مردم كوشيد و كار را بدانجا رسانيد كه اين مسئله را با صلاحديد خان بزرگ ، اوكتاىقاآن انجام داد . تاريخ تاريخ : در لغت به معناى وقت‌شناسى است و در اصطلاح يعنى تعيين وقت ، زمان گذشته ، حال ، آينده . تاريخ شناسايى وقت است با اسناد به آغاز حدوث امرى شايع و رايج . تاريخ علمى است كه از تعيين وقت و حالات و موضوعات به آن بحث مىكند . از فوايد علم تاريخ آشنايى با نسلها ، توطن گزيدن آنها و شمارش عدد آنان و اوقات ويژه و درگذشت بزرگان و تولد آنها و رواة آنان است . با علم تاريخ دروغ دروغگويان و راستگويى راستگويان شناخته مىشود . ابن خلدون عقيده دارد كه : فن تاريخ را روشى است كه هركس بدان دست نيابد ، و آن را سودهاى فراوان و هدفى شريف است ، چه اين ما را به سرگذشتها و خويهاى ملتها و سيرتهاى پيامبران و دولتها و سياستهاى پادشاهان گذشته آگاه مىكند . بايد دانست كه حقيقت تاريخ خبر دادن از اجتماع انسانى يعنى اجتماع جهان و كيفياتى است كه بر طبيعت اين اجتماع عارض مىشود ، چون توحش و همزيستى ، عصبيتها و انواع جهانگشاييهاى بشر و چيرگى گروهى بر گروه ديگر و آنچه از اين اجتماع ايجاد مىشود . مانند : تشكيل سلطنت و دولت و مراتب و درجات آن و آنچه بشر در پرتو كوشش و كار خويش به دست مىآورد چون پيشه‌ها و معاشها و دانشها و هنرها و ديگر عادات و احوالى كه در نتيجه طبيعت اين اجتماع روى مىدهد . تاريخ را سه گونه مىتوان تعريف كرد . در حقيقت سه علم مربوط به تاريخ مىتوانيم داشته باشيم كه با يكديگر رابطه نزديك دارند . 1 - علم به وقايع و حوادث و اوضاع و احوال انسانها در گذشته ، در مقابل اوضاع و احوال كه در زمان حال وجود دارد . هر وضع و حالتى و هر واقعه و حادثه‌اى كه به زمان حال ، يعنى زمانى كه درباره‌اش قضاوت مىشود تعلق دارد ، « حادثه روز » و « جريان روز » است و اگر به گذشته تعلق يافت جزء تاريخ مىگردد و به تاريخ تعلق دارد . پس علم تاريخ در اين معنى يعنى علم به وقايع و حوادث سپرى شده و اوضاع و احوال گذشتگان . 2 - علم به قواعد و سنن حاكم بر زندگيهاى گذشته كه از مطالعه و بررسى و تحليل حوادث و وقايع گذشته به دست مىآيد . آنچه محتوا و مسائل تاريخ نقلى را تشكيل مىدهد ، يعنى حوادث و وقايع گذشته ، به منزلهء « مبادى » مقدمات اين علم به شمار مىروند . ما تاريخ به اين معنى را « تاريخ علمى » اصطلاح مىكنيم . 3 - فلسفه تاريخ ، يعنى علم به تحولات و تطورات جامعه‌ها از مرحله‌اى به مرحله ديگر و قوانين حاكم بر اين تطورات و تحولات . به‌هرحال علم تاريخ در هرسه معنى و مفهوم خود سودمند است ، و خواننده را با گذشته پيوند داده و او را به آن زمان مىبرد . لفظ تاريخ علاوه بر استعمال آنچه گذشت به معنى زمان وقوع يك امر يا حادثه نسبت به مبدأ معين و نيز گاهشمارى به كار گرفته است . تاريخ آل سلجوق كتابى تاريخى ، به عربى ، در تاريخ سلاجقهء